تاب آوری کابوسی مسری است همان‌قدر که امید
درباره کتاب شهر از نو،شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند؟

نوشته زهرا فرهودی هنرجوی مدرسه آرتسنس

می‌گویند محیط زندگی انسان بازتاب درونیات اوست و او هرآنچه را که در خود حس می‌کند در اطرافش بازتولید می‌نماید. پس شهرها تجسمی دیگر از ما انسان‌ها هستند و وقتی بدانیم آن‌ها چگونه فجایع و مصیبت‌ها را پشت‌سر گذاشته‌اند شاید ما نیز بتوانیم راهی برای تاب آوری خود بیابیم.

 

کتاب شهر از نو
همه‌ ما گزارشات تاثیر ظاهر شهر بر خلق و خوی شهروندان و افزایش یا کاهش میزان جرم و‌جنایات در شهر را شنیده‌ایم. شهرها همچون رَحِم، ما را در خود می‌پروراند و زیست هر‌روزه‌ ما بدان‌ها متصل است. پس باید بیاموزیم چگونه شهری تاب‌آور بسازیم، چگونه تاریخ، اسطوره و فرهنگ را در ساخت شهر خود لحاظ کنیم تا هروقت آن را فراموش کردیم، به ما یادآوری شود.
کتاب «شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند» داستان ویرانی شش شهر شیکاگو، نیویورک، برلین، ورشو، گرنیکا و لس آنجلس را روایت می‌کند که هریک به دلیلی متفاوت چون آتش‌سوزی، تروریسم، جنگ، بمباران و شورش ویران شده‌اند. در این میان گاهی روایت بازسازی برجسته‌تر است وگاهی روایت ویرانی و گاهی تاب‌آوری مردمان. کتاب گاهی از چشم شهروندان با ویرانی و ترس و وحشت ناشی از آن رو به رو می‌شود و گاهی از چشم حکمرانان و سیاست‌ها و اهدافشان. گاهی از تاریخ و فرهنگ شهر ویران شده می‌گوید و شکوه از دست رفته و زخم‌هایی که نسل اندر نسل منتقل می‌شود و گاهی از نوسازی‌ای می‌گوید که جز روایتی در تاریخ هیچ نشانه‌ای از ویرانی از خود باقی نذاشته است.
در خلاصهای از فصلهای نیویورک، ورشو و گرنیکا می‌خوانیم:
روایت ویرانی نیویورک
سال‌هاست در فیلم‌ها و داستان‌ها و مجلات کمیک انواع ویرانی این شهر به تصویر کشیده شده و سناریو خشونت و فاجعه نیرو محرکه‌ تولیدکنندگان رسانه‌ها بوده است. شیفتگی به انهدام نیویورک تمامی جنبه‌های فرهنگ را در برگرفته بود به طوری که تمام سناریوهای محتمل برای ویرانی یک شهر به تصویر کشده شده بود تا حادثه 11 سپتامبر اتفاق افتاد. نمی‌توان اثبات کرد که با وقوع این حادثه ولع به تصویر کشیدن ویرانی نیویورک کم‌کم خاموش شد یا نه اما این اتفاق تاثیر عمیقی در تولیدات فرهنگی و تجربه زیست شهروندان آمریکا گذاشت.
این شهر چنان در هویت آمریکایی ریشه دارد که نبودن آن غیرقابل تصور است. بازی کردن با ترس‌هایمان بر روی صفحه، روشی فرویدی برای تخلیه‌ سالم ترس محسوب می‌شود. با این توضیح شاید ارتباط میان آن تخریب هرروزه‌ای که زندگی نیویورک را تعریف می‌کند با فانتزی‌هایی که مرگ شهر را تخیل می‌کنند، بتوان تصور کرد. اما رابطه‌ دیگر رابطه‌ تخریب و نوسازی است. باور به این که باید ویرانی‌ای صورت گیرد تا دوباره قوی‌تر رشد کند. در انتهای تمام داستان‌ها و سناریوهای و تصویرهای تخریب، این نیویورک است که همیشه از دورن فاجعه قد علم می‌کند.

کتاب شهر از نو
روایت ویرانی ورشو
ورشو شهری است که به سه موج ویرانی تن داد. تا پایان جنگ جهانی دوم بیش از 80 درصد ساختمان‌های آن صدمه دیده یا تخریب شده بود، می‌توان گفت شهر تقریبن به طور کامل از بین رفته بود. اما با همه‌ این‌ها از همان لحظه‌ آزادسازی، شهر ورشو شروع به بازیابی و التیام کرد. داستان ورشو روایت تاب‌وری مثال‌زدنی مردمانی بود که حاضر به ترک خرابه‌های شهر خود نشدند آن را بازسازی کردند اما این بازسازی به نفع ایده‌ئولوژی حزب حاکم مصادره شد.

ویرانی گرنیکا
دوست داشتنی‌ترین روایت کتاب برای من. جایی که هنر در نقش التیام ظاهر می‌شود.شهر گرنیکا در 26 آوریل 1937 توسط نیروی هوایی هیتلر به درخواست ژنرال فرانکو ویران شد. در شرایطی که شهر قادر به روایت خویش از بمباران‌ها نبود، نقاشی پیکاسو پرده از توحش این حمله برداشت و توجه جامعه بین‌المللی را به این رویداد جلب کرد . پیکاسو در این نقاشی تصویری زنده از رنج انسانی را به نمایش گذاشت. اما در گرنیکا اوضاع طور دیگری بود فرانکو از عمد این شهر را انتخاب کرده بود. گرنیکا نماد دموکراسی و خودمختاری بود، فرهنگ ویژه‌ای داشت که حتی در معماری خود نیز آرمان‌هایش را فریاد می‌زد. این یورش مرگبار خیلی‌ها را کشت، بازمانده‌ها را متفرق کرد و تقریبن همه‌ ساختار کالبدی شهر را با خاک یکسان نمود. فرانکو کالبد شهر را در راستای منافع سیاسی خود بازسازی کرد اما بازسازی عاطفی( که مربوط به ظرفیت و توانایی افراد، خانواده‌ها و جوامع برای کنار آمدن با تروما و التیام یافتن از آن) و بازسازی فرهنگی ( به معنای استقامتِ هنجارها و کنش‌های فرهنگی در خلال رویدادهای عظیم تروماتیک) 40 سال بعد اتفاق افتاد. این مقاله نشان می‌دهد که چطور شرایط سیاسی اسپانیا باعث جدایی بازیابی کالبدی گرنیکا از بازیابی فرهنگی و عاطفی شهروندانش شد.
موضوع و نوع پرداخت کتاب به مقوله شهر به‌گونه‌ای است که معماران و مهندسان شهرسازی قطعن لذت بیشتری از خواندن آن می‌برند و شاید برخی از توضیحات کتاب و بحث‌های آماری و تخصصی برای خواننده معمولی خسته‌کننده باشد.
اما در آخر، باید گفت من کتاب را با ذهنیت بازسازی شهرها و روند تجربه مصیبت و برخاستن دوباره از فاجعه آغاز کردم اما بعد از خواندن آخرین صفحه پررنگ‌ترین مفهوم کتاب برای من تاب‌آوری بود. شهرها را بلای طبیعی، جنگ‌ها و شورش‌ها از میان می‌برند، حکومت‌ها شهرها را به خواست و مقاصد خود دوباره می‌سازند و در این میان فقط ساکنان و شهروندان که قلب اصلی شهرها هستند نادیده گرفته می‌شوند. اما با گذشت زمان تمام نقشه‌های سیاسی و ایدئولوژیک کمرنگ می‌شود. زخمی‌ها و آواره‌ها کم‌کم از این غم کمر راست کرده‌اند و داستان دیگری برای شهرشان روایت کرده‌اند، گاهی گذشته و تاریخ آن را فراموش کرده و از نو شهری جدید با داستانی جدید ساخته‌اند و گاهی با حفظ ویرانه‌ها هرآنچه بر آن‌ها گذشته است را به حال آورده‌اند. اما تحت هرشرایطی این هویت و فرهنگ؛ این تنها قلب تپنده‌ی آفریننده‌ی هر تمدنی است که از میان هر ویرانی ای سربرمی‌آورد و پیروز می‌شود. در تمام مدتی که شهروندانِ شهرهای تخریب شده نادیده گرفته شدند، تاریخ و فرهنگ خود را زنده نگه داشتند، تمام حوادث را تاب آوردند تا نوبت به التیام شد.

کتاب شهر از نو - پشت جلد
مشخصات کتاب:
شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند / تألیف و گردآوری: لارنس جی. وِیل، توماس جی. کامپانلا / مترجم: نوید پورمحمدرضا / نشر اطراف/ 246صفحه

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید