سوزان ورشام Susan Worsham اولین کلاس عکاسی خود را هنگام تحصیل در زمینه طراحی گرافیک گذراند. در سال ۲۰۰۹ نامزد دریافت جایزه سانتافه برای عکاسی شد و کتابش «برخی از مسیرهای روباهها در ویرجینا» موفق به دریافت جایزه دوم در رشته هنرهای زیبا در مسابقه بینالملی«Blrub photography book now » گردید و همچنین در سال ۲۰۱۰ اولین جایزه «TMC/ kodal film Grant » به وی اعطا شد.
عکسهای وی در مجموعههای خصوصی نگهداری میشوند و در سالهای اخیر توانسته چندیدن نمایشگاه انفرادی و گروهی برگذار کند.
شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۰
لذت عکاسی برای میرزایی با دوربین خانوادگیشان در دوران کودکی آغاز شد، لذتی که هنوز هم در ذهن او باقی مانده است. شاید نتوان نامی خاص بر رویکرد عکاسی میرزایی نهاد، گویی او در عکسهایش با لایه ای از احساسات و ادبیات در حال شناخت زیبایی و زشتی در دنیا، غلبه بر ترس ها و غریبگی هایش است. میرزایی از هر آنچه که میبیند و با آن زندگی میکند عکس می گیرد، با نوردهی و کادرهای نامتعارف هرآنچه میخواهد به عکس اضافه یا از آن کم میکند. او از چیزهای ساده دور و برش به گونه ای آشناییزدایی کرده است که به گفته خودش عکسها ما را به خوانش به جای دیدن سوق می دهند.
چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
اصفهان موزه ای است که در آن زندگی می کنیم این کهن شهر از آن مردمی است که نصف جهان خود را به نیم دیگر آن نمی فروشند. سپاهان اما روزگاری است که بدحال است، چراکه آسمانش دیگر غرش نمی کند و صدای باران برای مردمانش از همیشه کمرنگ تر شده است.
دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
هنگکنگ سال ۱۹۶۲ که در فیلم «در حال و هوای عشق» In The Mood for Love به نمایش گذاشته شده، به گونهای شباهتهای بسیاری در بافت زندگی مردمانش با تهران امروز دارد، از آن جهت که همه تلاش بیوقفهای برای پیشرفت دارند اما نسل مسنتر آنها کماکان گذراندن زندگی به شکل سنتیتر را همچنان بیشتر میپسندند. در پی این زندگی پرسرعت، مفاهیمی مانند عشق کمتر میتوانند ظهور پیدا کنند چون نیاز به حضور، گذران وقت و انرژی برای درک طرف مقابل دارند. اما خواستههای کوتاه و گذرا راحتتر میتوانند نقاب عشق را به صورت بزنند. نقابی که همسر خانم چان و آقای چاو به صورت میزنند. شاید به همین دلیل در کل فیلم صورت آنها دیده نمیشود زیرا که هوس زودگذر آنها نمیتواند حال و هوایی از جنس عشق بسازد.
شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
اگر به تازگی به هنر علاقهمند و از شنیدن نامها و سبکهای جدید گیج شدهاید یا گمان میکنید به بنبست فکری رسیده و هیچ منبع الهامی پیدا نمیکنید یا اگر میخواهید با ترندهای هنر معاصر آشنا شوید اما نمی دانید از کجا و چگونه، کتاب «50 هنرمند معاصری که باید شاخت» نقطه شروع ایدهآلی برای شماست.
پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
لوکاس لفلر متولد ۱۹۹۳ در بلژیک و دانشآموخته کارشناسی ارشد فاینآرت، مجموعه عکسی در سال ۲۰۲۰ با نام «بازی در زمان کرونا» در زمان قرنطینه در خانه اشتراکیاش در بروکسل شروع کرد، مجموعهای که در فستیوال عکس بروکسل در مرکز هنر عکس «Hangar» در بروکسل بلژیک به نمایش گذاشته شد.
سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
Pipilotti Rist هنرمند 57 ساله سوییسی، فعالیت هنری خود را از سال 1986 با رویکردی فمینیستی آغاز کرد. او در رابطه با رویکرد فمینیستیاش اعلام میدارد: «من از نظر سیاسی یک فمینیست هستم اما شخصن نیستم، تصویر زن در هنر من فقط مختص به زنان نیست و مختص تمام انسانهاست. امیدوارم یک پسر جوان بتواند دقیقن مثل هر زن از هنر من استفاده کند.»
یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
چراغ روشن شد!
حلقه فیلم تازه رسیده را ازجعبهاش بیرون آورد، هیاهوی مردان و زنانی که در طبقات پایین انتظار میکشیدند را میشنید، پرده مخملی بزرگ سینما المپیا به همه خودنمایی میکرد، صدای گفتگوی دو نفر را به وضوح میشنید:
جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
چیهارو شیوتا، هنرمند 47 ساله ژاپنیست، که با تاثیر از گذشته به تکمیل آینده میپردازد. گذشته به مثابه محتواییست که او را وادار به ساخت فرمی از آینده میسازد. او به شکلی نامحدود به موضوعات مشترک انسانی از قبیل خانه، دوست داشتن، ترس، دلتنگی و نفرت نگاه میکند و آنها را به یوغ محدودیتی به اسم محیط گالری میکشاند تا نمایشی سحرگون به مفاهیمی انتزاعی بدهد.
چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
شهری سرد و تاریک که روزهایش نیز گرما ندارد. مردم همه مبهوت و سردرگم تنها نفس میکشند و هر صبح را به فکر غارت همه جانبه یکدیگر، شب میکنند. در بین این سیر نزولی و مرگ خاموش انسانیت در شهر، چهار شخصیت فیلم «فیلی که ثابت نشسته است» An Elephant Sitting Still ساخته بوهو کارگردان چینی در پی امتحان کردن راهی غیر از تندادن به این روال هستند.
پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
منطقه کوهستانی آجارا یکی از مرتفعترین مناطق گرجستان است که سنتها و شیوههای زندگی قدیمی و منحصر به فردش تا به امروز در این منطقه حفظ گردیده، اما شرایط دشوار موجود در این مکان سبب شده که آجارا کمکم از سکنه خالی و این سنتها و سبک زندگی به دست فراموشی سپرده شود.
انزوا و بیگانگی ساکنان به خصوص در چندین دهه گذشته، همچنین مشکلات اجتماعی و اقتصادی مانع از توسعه منطقه و ادغام ساکنان این بخش با سایر نقاط گرجستان گردیده. روستاهایی که اغلب با مشکل برق روبهرو هستند و ارتباطشان را در زمستانهایی سخت با دنیای خارج از دست میدهند.
سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
در سلسله مطالب معرفی کتاب در آرتسنس از نحوه نگریستن به هنر آغاز کردیم، با جنبشها و هنرمندان معاصر غرب آشنا شدیم و اینک به ایران بازمیگردیم تا با سیر تحولات تصویری ایران از دوره ناصری تا به امروز آشنا شویم.
داستان تاریخ هنر مدرن ایران از اواخر دوره قاجار آغاز میشود، مبادله و ارتباط با غرب، میزان عقبماندگی هنر ایران نسبت به سبکها و جنبشهای هنر مدرن را آشکار کرد؛ از آن سال تا زمان انقلاب اسلامی ایران، اولویت سیاستگذاران هنری و فرهنگی و همچنین هنرمندان این بوده است که این عقبماندگی را جبران کنند. در نتیجه هنر ایران مسیری پرشتاب برای مدرن شدن را طی کرد. سیامک دلزنده روایتگر این مسیر پرشتاب است، او به روایت ساده تاریخ بسنده نکرده بلکه با روشهای آیکونولوژی، نشانه شناسی و تحلیل فرهنگ مادی و تحلیل فرمالیستی به چرایی و چیستی ماهیت هنر ایران میپردازد تا به یک تز جامع از هنر ایران دست یابد.
یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
سیم کا یین متولد ۱۹۷۸ در سنگاپور است و به گفته خودش از ۱۵سالگی شروع به عکاسی کرده. او به کمک بورسیه برای تحصیل در رشته تاریخ به مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن رفت و بعد از اتمام تحصیلاتش به سنگاپور بازگشت و در بخش میز خبر روزنامه ملی سنگاپور به عنوان نویسنده مشغول بکار شد. کا یین در سالهای نویسندگی پروژههای شخصی عکاسی مثل نمایشگاه «Inside Out» و اولین پروژه طولانی مدت « Long Road Home » را انجام داده است. او در سن ۳۲ سالگی از کارش در روزنامه استفا داد و بصورت تمام وقت به عکاسی مشغول شد که ماحصل کارش مجموعههای مانند «Fallout, 2017»،« The Rat Tribe, 2010 -2015» و «One Day We'll Understand» می باشد.
جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
سنگا ننگودی با نام اصلی (Sue Ellen Irons) هنرمند آفریقایی آمریکایی متولد ۱۹۴۳ است که در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در لس آنجلس و نیویورک فعالیت خود را آغاز کرد. او همچنین عضوی از گروه استودیو Z بود که بخاطر فعالیتهای تجربی و بداهه شناخته شده بودند.
شاید مشهورترین آثار ننگودی کارهایی است که با جوراب شلواریهای رنگی میسازد. تولد فرزندش و مشاهده تغییراتی که در بدن خودش رخ داد برای او منبع الهام در انجام این سری کارها با جوراب شلواری شد. جوراب شلواریهایی که گاهی اوقات از سقف آویزان هستند یا به دیواری متصل، کشیده شده یا گره خورده، گاهی نیز قسمتی از آنها با ماسه پر شدهاند تا فرمهای بدن مانند را به وجود آورند. این جورابها نمایانگر انعطافپذیری بدن زنانهاند، اینکه چطور بدن تغییرات را میپذیرد و به شکل اولیهاش بازمیگردد. جوراب شلواریها هنگامی که باز و کشیده میشوند میتوانند تداعیگر خشونت و درد نیز باشند.
چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰